ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
733
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
در سال گذشته ، خيل نورى از آن مملكت اخراج شد و بعد از اندك زمانى كار آن ملك بىرواج آمد . وصول و ايصال تنخواه ديوانى در عقدهء تعويق ماند و هر بىدولتى از مصحف طغيان ، آيتى مىخواند . چهارم ، بعد از قضيهء وفات نوّاب مغفرتمآب شاهزاده محمد على ميرزا ، ولايات ابواب جمعى او ، كّلا از خوزستان و لرستان و كرمانشاهان ، به ولد ارجمندش نوّاب حشمت الدوله محمد حسين ميرزا محوّل گشت و چندى كار آن ولايات با نظمى كامل گذشت . بالاخره شاهزادگان همسايه اخلالها در ولايات خوزستان و لرستان كردند تا بر حسب امر اعلى ، آن دو ولايت را از قبضهء اختيار او بيرون آوردند . طهماسب ميرزاى برادر كهترش نيز به سبب مصاهرت نوّاب نايب السلطنه ، اهالى كرمانشاهان را با خود يار ساخت و به عزل برادر بلنداختر پرداخت . خوزستان را نوّاب حسام السلطنه محمد تقى ميرزا و لرستان را نوّاب محمود ميرزا و كرمانشاهان را نوّاب طهماسب ميرزا صاحب شدند و نوّاب حشمت الدوله با متعلّقان و متعلّقات خود به دار الخلافه متوقف آمدند . پس از چندى اهالى كرمانشاهان مجددا اجماعى به دار الخلافه كرده ، نوّاب حشمت الدوله محمد حسين ميرزا را با هزاران عجز و انكسار بردند و زمام اختيار ولايت و رعيّت را به كاركنان او سپردند . نوّاب محمود ميرزا هم در ولايت لرستان به جهات چند بىدخل گرديد و حكومت آن ولايت نيز به علاوهء ايالت خوزستان به نوّاب محمد تقى ميرزا رسيد . با وجود حشمت الدوله در كرمانشاهان ، اهالى ولايات خوزستان و لرستان چندان اعتنائى به كاركنان نوّاب حسام السلطنه محمد تقى ميرزا نمىكردند و همه روزه سر به شورش و طغيان برمىآوردند . امناى دولت قاهره ، اصلاح اين علل مختلفهء مذكوره را در حركت موكب فيروز به صفحات عراق و فارس ديدند و عامل امورى كه از لوازم اين عمل است ، گرديدند .